سکوت یعنی...
مرگ بر برگ فرود آمد و از ریشه گذشت
باغ در یورش سنگین تبرها تنهاست
(ر.رسولی)
برای ندا و زخم های سرزمین
پروانه ها می ریزند
با اجتماع رنگ ها
درختان ، دسته جمعی می میرند
گورکن
به زمین وسیعی فکر می کرد
سرزمین مادری را کند.
(علیرضاعباسی)
..............................................................................
سكوت يعني تحريك
با نتهاي سوخته
ـ جنگِ بالقوه ـ
تفنگها برگشته اند
روبه شقيقه ي آفتاب
با هدفي روشن
تصميم با چه كسي است ؟
قطع درختان
در عصر ارتباطات
يا مواجه شدن با مرگ غير طبيعي؟
چقدر برگ مي ريزد
وصدايی از چشم انداز در نمی آید!
از روزنامه ها چه خبر
خبر جذب مي كنند ؟
دبير سرويسِ تان تصادف نكرده
با تنه ي درختان ؟
در مدار اين ذهن
چشم هاي ناشناسي جاسوسي مي كنند
يعني تحركات غير عادي
تجاوز به ديد گاه
پدر !
مقصر كيست ؟
در وضعيت اضطراري مرگ بهتر تصميم مي گيرد
يا مرگ ؟
(علیرضاعباسی)