فکر ، آزادی در رابطه با عملی است که انجام می دهیم.یعنی حرکتی که طبق
آن خود را از عمل خود جدا می کنیم و آن را به صورت موضوعی در می آوریم
و بعد به شکل مسئله ای در مورد آن به تفکر می پردازیم. فوکو
هردم ازاین کوچه...
بویی می رسد
ازنوارهای زباله دان
تخت های همه گیر
صندلی های دسته دار
تا جنبش دانشجویی
معصومیت کدام گل از خانه بیرونت کشیده است
در خیابان های شرقی
ذرت های مکزیکی همبستگی ایجاد می کنند
دست روی نقاط حساس باید گذاشت!
فصل مشترک یا وصل تناقضات
تحریک آغاز هرجنبشی ست
عطرگرم
قبل از وقوع حوادث،تفاهم می پراکند
مثبت اندیشی مترقی
پوسترهای محرک عضلات
خروج از نرم
یعنی اجازه ی دخول
واین شروع یک کودتاست.
چندمین بار باید گذشت
از زخم های زرد
از شکاف های مشکوک
با ماندگاری طولانی
چندمین بار از گلدان های پاییزی
باید بو کشید باغچه های شریعت را
از نطفه های غرق شده
پایبندی مقدس را
بلوغ بوی خاصی می دهد
فنجان های بو گرفته از سردردهای پیچیده
نشست های داغ ازتعریق تاریخ
تورم همیشه نشانه ای از رشد است
عشقبازی عناصر
بی شک به تخلیه ربط دارد
کدام ساعت باکره شب را می درد؟
این پرده سال هاست افتاده
بیدارم کن با ضربه های نیلوفر
مرگ به همین سادگی یکروزه اتفاق می افتد
گرفتگی بطن ، از طرف چپ و راست
انفصال واگیرداردرتوده ها
فعالیت شدید روزنه ها
از کارافتادگی عروق را بدنبال خواهد داشت
فیلترهای پی در پی
کشمکش های بی وقفه
کابوس های بوداردر استکان های ته مانده
به رخدادی عظیم متصل است
پس لرزه های شراب
یا ادراک جعلی
تصوری تلخ برای حیات فلسفه است
چقدر گنجشک از مغز ریخته ات لبخند می زند
این خرده های نان سهم انقلاب دیگری بود
این شاخه های مساوی
ممهور به محرمانه ترین نشیمن گاه دوزیستان
براستی که مرگ آغاز دیگری ا ست
کدام ندای منزل به مرگ این همه پروانه
فرو رفته است.
علیرضا عباسی